تبليغاتX
یادداشت های پریشان من
اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود!
 

 

تعدادی مهندس ناشی

چند تراکتور برای تخریب لوله ی نفت

آب را جدا قطع می کنند

برق را هم جدا

و دیگر هیچ!

 

+خط خطی های من  جمعه 30 فروردین1387ساعت 0:14 قبل از ظهر
۱-

من: چرا توی حل این مساله یک سال رو ۴۸ هفته در نظر گرفتی؟

او: هر ماه چهار هفته‌ست، هر سال ۱۲ ماه، پس می‌شه ۴۸ هفته.

من:!!!

۲-

یک ماه قبل:

او: ببخشید اثبات فرمول‌ها هم توی امتحان هست؟

من: نه.

دیروز:

او: مگه نگفتید اثبات فرمول‌ها توی امتحان نمی‌یاد؟

من: بله گفتم.

او: اما سوال ۳ اثبات فرمول بود.

من: نه جانم اون یک محاسبه‌ی ساده بود.

 

پ.ن. خداوندا منو از دست این جماعت زبان نفهم نجات بده!

 

+خط خطی های من  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 0:8 قبل از ظهر
سلف سرویس یک دانشگاه در یک جایی از ایران!

من: فراموش کردید به من چنگال بدید.

او: چنگال نداریم!

من: پس لطفا یک قاشق دیگه بدید.

او: به هر نفر یک قاشق می دیم!

...

بقیه با مهارت هر چه تمام با یک قاشق غذاشون رو تا ته خوردند، اعتراضی هم نکردند!

 

+خط خطی های من  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 11:11 بعد از ظهر

زیاد بودن پاگردهای پله‌های ساختمان و گوشی های تلفن همراه محکم و مقاوم در برابر ضربه، هر دو خیلی خوب هستند...

 

مخصوصا وقتی تلفن همراهت از دستت رها بشه و پله‌ها رو زودتر از خودت تا پایین طی کنه!


+خط خطی های من  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 5:47 بعد از ظهر
 

تعطیلات نوروزی تمام شد...

همیشه روزهای خوب زود سپری میشه!

 

+خط خطی های من  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 4:1 بعد از ظهر
 
Powered javascript code by WWW.KKRCITY.COM--!> Original: MOHAMMAD SADEGH MOTTAGHI PISHE (SADEGH_MADINEH@YAHOO.COM) --!>