![]() |
![]() |
|
| اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود! |
|
امروز بچه ها داشتن با بادکنک های باد شده بازی می کردن... یکی از بادکنک ها چون زیاد باد شده بود بزرگ تر از بقیه بود... بادکنک بزرگه زود تر از بقیه بادکنک ها ترکید... تفسیر یه آدم چاق: ببینید بی خود نیست می گن آدم های چاق زودتر می میرند! |
|
+خط خطی های من
چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 11:18 بعد از ظهر
|
|
از دوران کودکی یاد گرفتم کار گروهی انجام دادن (حداقل در ایران) به معنی انجام تمام وظایف گروه توسط یک نفر هستش... اگر هم خدای ناکرده به یکی از اعضای محترم گروه بگی پس این کاری که قرار بود انجام بدی رو چرا انجام ندادی بهش بر می خوره اساسی... |
|
+خط خطی های من
چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 1:5 قبل از ظهر
|
|
سه پلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزی برسد... پ.ن. برای آن هایی که آستِکی (پیام خصوصی در گویش اصفهانی! ) گفته بودن چرا چیز جدیدی نمی نویسم! |
|
+خط خطی های من
سه شنبه 19 آذر1387ساعت 2:1 قبل از ظهر
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
با تنهایی خو دارم... چون عشق او دارم... سر بر زانو دارم... با آشفته سری...
|
|
RSS
|