تبليغاتX
یادداشت های پریشان من
اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود!

لیوان آب رو می ذارم روی میز کنار دستم... بسته ی قرص هم نزدیکش...

مامانم لیوان شیر رو می ذاره رو میز پشت سرم... سفارش می کنه یادم نره بخورمش...

سه ساعت بعد....

یادم رفته قرصم رو بخورم... شیر هم حسابی گرم و نچسب شده!

پیر شدیم رفت!


+خط خطی های من  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 0:33 قبل از ظهر

همیشه اثبات این که چیزی با شرایط خاص وجود داره (توی اثبات قضایای ریاضی) واسم مشکلترین و اثبات یکتایی چیزی ساده ترین اثبات ها بودن...

ولی نمی دونم چرا در عمل همه چیز وارونه ست...

ثابت می کنی وجود داره ولی در یکتا بودنش در گل می مونی!


+خط خطی های من  جمعه 4 بهمن1387ساعت 10:35 بعد از ظهر
 
Powered javascript code by WWW.KKRCITY.COM--!> Original: MOHAMMAD SADEGH MOTTAGHI PISHE (SADEGH_MADINEH@YAHOO.COM) --!>