تبليغاتX
یادداشت های پریشان من
اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود!

من: این چیه کشیدی؟

او: سگ کشیدم...

من: مگه سگ صورتی هم داریم؟

او: مگه پلنگ صورتی داریم؟

من:!!!


پ.ن. او یک بچه 4/5 ساله هست!



+خط خطی های من  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 3:5 بعد از ظهر

من: مامان چرا پنیر این دفعه بوی گوسفند می ده!؟

.

.

.

چند لحظه بعد...

پسر دایی: عمه این پنیرتون اسمش چیه؟ خیلی خوش طعمه!


+خط خطی های من  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 10:43 بعد از ظهر


بعد از 6 روز هنوز زخم انگشتم خوب نشده... البته حق داره خوب نشه...

سه شنبه رفتم دانشگاه کلاس داشتم...

چهارشنبه تا امروز هم کنفرانس بود که باید میرفتم دانشگاه...

پنج شنبه شب هم رفتم عروسی!

با این وضع نه تنها زخم انگشتم خوب نشد بلکه نصف کره ی خاکی هم متوجه شدن ناخن انگشت شست پای چپ من کنده شده!!!

+خط خطی های من  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 11:50 بعد از ظهر

امروز یک روز خوب بود!

صبح زود با دیدن اصغاث احلام از خواب پریدم...

صبح اول وقت توی دانشگاه زنبور انگشتم رو گزید... تمام دستم آنچنان ورم کرده بود که دیدنی بود!

بعد از ظهر رفتم بود روی میز که از توی ویترین یک چیزی بردارم به طور بس عجیب افتادم پایین و همین جوری که پخش زمین شده بودم نمی دونم ناخن انگشت شصت شست پام به کجا گیر کرد که نصفش از گوشت جدا شده بود! مجبور شدم بکشمش! از درد نمی تونم پام رو روی زمین بذارم...

الان هم اگر اشتباه نکنم زنده هستم!!!



+خط خطی های من  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 10:52 بعد از ظهر

از کرامات شیخ ما این است...

شیره را خورد و گفت شیرین است!


پ.ن. امان از سوالی که جواب بدیهی داشته باشه!



+خط خطی های من  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 11:0 بعد از ظهر

مدتی هست این جا ننوشته م...

نوشتن حتی یک جمله حس نوشتن می خواد...

سرم خیلی شلوغه و همه از این مشغولیت من ناراضی هستن!

دختر خاله می خواد لباس جشن عقد سفارش بده نمی تونم براش نظری بدم دلخور میشه...

تولد دوست خوبم رو فراموش می کنم... به روی خودش نمیاره ولی می دونم ازم دلگیر شده...

بابا می خواد باهم بریم پروژه ی جدیدش رو ببینیم ولی وقت نمی کنم...

برادرم می خواد واسه ش یک سری داده رو تجزیه تحلیل کنم ولی فرصت نمی شه...

و خیلی چیزای دیگه...

نکنه خودخواه شدم و بقیه واسم زیاد مهم نیستن؟!


+خط خطی های من  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 11:25 قبل از ظهر
 
Powered javascript code by WWW.KKRCITY.COM--!> Original: MOHAMMAD SADEGH MOTTAGHI PISHE (SADEGH_MADINEH@YAHOO.COM) --!>