![]() |
![]() |
|
| اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود! |
|
بعضی چیزها هست که دلت نمی خواهد به کسی بگویی... نمی خواهی در دلت هم بماند... ترجیح می دهی یک پیاده روی عصرانه ی تنها داشته باشی و یک یک خاطرات خوب یا بد رو مرور کنی و بعضی ها حتی بعضی خوب ها رو از خاطراتت بیرون بیندازی... پیاده روی امروز خیلی چسبید... |
|
+خط خطی های من
یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 11:1 بعد از ظهر
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
با تنهایی خو دارم... چون عشق او دارم... سر بر زانو دارم... با آشفته سری...
|
|
RSS
|