![]() |
![]() |
|
| اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود! |
|
چند وقته حسابی دلم گرفته... دلم یک مشت شادی بی غل و غش می خواد... توی این حس و حال یک کتاب با یک تراژدی غم انگیز بهت میدن... یک فیلم غم انگیز که از بس توی حس میری حتی نمی تونی از دیدنش امتناع کنی... ... |
|
+خط خطی های من
چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 11:55 بعد از ظهر
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
با تنهایی خو دارم... چون عشق او دارم... سر بر زانو دارم... با آشفته سری...
|
|
RSS
|