![]() |
![]() |
|
| اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود! |
|
دخترهای خاله و عمه و عمو همگی ازدواج کردن... این هفته جشن عروسی دختر پسر عمه هستش... کمر همت بستم که تمام دخترهای فامیل رو قبل از خودم بفرستم خونه ی بخت! |
|
+خط خطی های من
سه شنبه 9 تیر1388ساعت 2:5 بعد از ظهر
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
با تنهایی خو دارم... چون عشق او دارم... سر بر زانو دارم... با آشفته سری...
|
|
RSS
|