![]() |
![]() |
|
| اینجا؛ اکنون است... محل ثقل زمان. نا محدود از اینجا شروع می شود! |
|
1. یک شب از دست کسی
باده ای خواهم خورد که مرا با خود، تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد! 2. این چند روز که تنها هستم قرار بود دختر خاله جان بیاد اصفهان که البته یک هفته از شانس من کاری که اینجا داشت به تاخیر افتاد... 3. این هفته هم زودتر تمام بشه که دلم هوس سفر کرده... |
|
+خط خطی های من
جمعه 12 تیر1388ساعت 11:16 بعد از ظهر
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
با تنهایی خو دارم... چون عشق او دارم... سر بر زانو دارم... با آشفته سری...
|
|
RSS
|